دیدگاه ایرانی

خرید بک لینک

در روزهای نخست آغاز به کار دولت رئیسجمهور روحانی و در مقطعی که شاید هنوز کابینه هم تشکیل نشده بود؛ یکی از تحلیلگران اصولگرا طی مطلبی در وبلاگ شخصی خود نوشت:

«این دولت، دولت سیاست خارجی است نه هیچ چیز دیگر. آنها با غرب به توافقی دست مییابند که صد البته این توافق به دلایلی امکان مانایی ندارد و شکست خواهد خورد، اما نکته آنجاست که پس از شکست توافق؛ عدهای علت را به موانعی در داخل ایران و کسانی در فرادولت نسبت خواهند داد»...

از آن روزها قریب به 3 سال گذشته و دولت یازدهم هماکنون چند ماه است که به توافقی موسوم به «برجام» دست یافته است.

توافقی که بر اساس وعدههای دولت و رئیسجمهور قرار بود موجب ارتقای سطح معیشت مردم، ارزانی، پرش از سکوهای اقتصادی، افزایش اشتغال، لغو تمام تحریمها، صدچندان شدن احترام پاسپورت ایرانی و غیره شود، اما نشد.

و این روزها سؤال بر سر این است که فرجام این «نشدنها» و «بیدستاوردیها» در کنار نقض عهد آمریکا و اجرا نشدن شروط 9 گانه رهبری درباره برجام چه خواهد بود؟!

چه اینکه «بیدستاوردیها و نقض شدن برجام» دیگر سرّ مکتوم هم نیست و حالا جدای از منتقدان دلسوز، کسانی مثل رئیس ستاد پیگیری اجرای برجام، رئیس بانک مرکزی، رئیس سازمان انرژی اتمی و... هم به این بیدستاوردی و نقض، حتی در داخل خاک آمریکا هم اشاره میکنند.

اما درباره فرجام واقعی برجام، بیان چند نکتهی مهم ضروریست:

یکم: اگرچه کسانی از میان اصلاحطلبان اعلام کردهاند که برجام به نقطه بازگشت ناپذیر! رسیده و مصداق «آش کشک خاله» را یافته است اما این حرف صحیح نیست زیرا اولاً اشکالات عدیدهی برجام و تفاسیر مختلفی که دو طرف ماجرا از متن و روح آن ارائه میکنند؛ عقلاً اجازه پذیرش این حرف را نمیدهد و امکان شکست برجام را بعنوان گزینهای مهم به رخ میکشد و ثانیاً بیدستاوردیها و شکستهای محرز برجام در روزهای جاری، فرض بازگشتناپذیری برجام را به شعاری هواخواهانه بیشتر شبیه میکند تا به یک گزینهی عقلانی.

از سوی دیگر، ذات و ماهیت جمهوری اسلامی ایران و نظام ایالات متحده آمریکا نه تنها در سیرت که در صورت هم قابلیت انطباق با یکدیگر را ندارند.

این مسئله را نه تنها عقل که تجربه هم اثبات میکند. فلذا چیزی حتی مثل برجام هم نخواهد توانست بر روی صورت برخی مشکلات، ضدیتها و تخاصمها اسم «سوء تفاهم» بگذارد و رافع آنها باشد.

و بحث سوم نیز عقلانی بودن فرایند نقض برجام از سوی آمریکاست چه اینکه آمریکا «تحریم» را یگانه ابزار مانده در دست خود برای اعمال فشار بر ایران میداند – و صراحتاً نیز به این مسئله اعتراف کرده است- و علیالقاعده معقول نیست که بخواهد تحت هر رویه یا توافقی حتی بخشی از این ابزار فشار را از دست خود وا بنهد و مسلوبالید شود.

(فرضی در اینجا وجود دارد مبنی بر اینکه بعید است دولت یازدهم متوجه این حقیقت نبوده باشد و بنا بر همین بعید بودن؛ عدهای در حال طرح چیزی به نام «برجام 2» هستند تا بتوانند برای بیدستاوردیهای محرز برجام اقدام به مقصّرتراشی و ربط دادن بیدستاوردیها به داخل کشور کنند)

تنها همین 3 دلیل که بصورتی خلاصه به آنها پرداختیم؛ نشان میدهد طرح مسئله «شکست برجام» و تکرار سناریوی مذاکرات و توافقات سالهای 83 و 84 و شکست آنها با صدای بلند، یک رخداد با امکان وقوع بالاست.

رخداد محتملی که اگرچه از هماکنون نیز میتوان آنرا محقق شده پنداشت اما به نظر میرسد صدای بلندتر و صورت رسمیتری نیز خواهد داشت.

دوم: بدیهی است کسانی که تمام ناصیهی کشور را طی 3 سال گذشته به مسئله برجام گره زدند - و رندانه بایستی اشاره کرد که منظور آنها از اول ماجرا هم شاید نه دستاوردهای اقتصادی که مستحیل شدن در فرایند گلوبالیزاسیون بود و البته به نظر خود نیز به این هدف رسیدهاند - به آسانی حاضر به اعتراف به بیدستاوردیها و نقض و شکست برجام نیستند.

و این «حاضر نبودن» آنها را به سمت «دستاوردسازی برای برجام و یا توجیه بیدستاوردی آن» سوق خواهد داد.

معاون اول رئیسجمهور و شخص رئیس کل بانک مرکزی چند ماه قبل و در روزهای پسابرجام عنوان کردهاند که «یک عده»! هستند که نمیگذارند دستاوردهای برجام توسط مردم لمس شود!

فرایندی که «آفتاب تابان خواندن برجام»، «تمدید زمان برای تحقق وعدههایی مثل ارزانی و حل مشکلات ادعایی»، «درخواست برگزاری جشن هستهای» و طرح اینکه «مشکلات اقتصادی را مجلس دهم و دولت دوازدهم باید حل کنند»! و یا «برجام قرار نبود ارزانی بیاورد»! و «برجام عصای حضرت موسی(ع) نیست که معجزه کند» جملگی در قالب آن تعریف میشوند.

کسانی مثل معاون اول رئیسجمهور و شخص رئیس کل بانک مرکزی نیز چند ماه قبل و در روزهای پسابرجام عنوان کردهاند که «یک عده»! هستند که نمیگذارند دستاوردهای برجام توسط مردم لمس شود.

با این حال اما بایستی در نظر داشت که نتایج منفی برجام، موارد مکرر نقض آن، تحریمهای جدید آمریکا و بیدستاوردیهای 3 سال مذاکرات و توافقات ملالآور دولت یازدهم با این بخیهها درمان نمیشود و «زعمای برجامیان» از هماکنون بصورت بطئی وارد پروژه «مقصّرتراشی برای بیدستاوردی برجام» شدهاند. (و احتمالاً کار به جایی خواهد رسید که شخص رئیسجمهور روحانی نیز وارد مسئله اشاره به این بیدستاوردی خواهد شد. اما اینکه مقصّر چه کسی یا کسانی باشند بحث دیگریست...)

اگر بر اساس تحلیل نقل شده در ابتدای مطلب نگوییم که از اول ماجرا هم قرار بوده کار به همین جا یعنی «منازعه داخلی» برسد؛ اما دیدن واقعیتهای صحنه و نگاهی گذرا به اعترافات مقامات دولتی مبنی بر بیدستاوردیهای برجام، وجود موانع روانی بر سر راه رفع تحریمها و صحبت این مقامات از گزینهای به نام «شکست توافق» در کنار اظهارات برخی حامیان دولت مبنی بر اینکه «برجام را رهبری نظام امضا کردند»، «امام راحل مسئولیت قطعنامه 598 را پذیرفتند»، «تلخیها و شیرینیهای برجام بصورت توأمان متوجه دولت و نظام است» و... ستر ماجرای «مقصّرتراشی برای بیدستاوردی برجام» را برمیدارد و آنرا عیان میکند.

جالبتر آنکه شاید مخاطبان محترم ندانند که یکی از حامیان پرطمطراق دولت، چند ماه پس از توافق موقت ژنو در سال 92 و هنگامه روشن شدن بیدستاوردی آن توافق (که حتی وزیر نفت دولت فعلی هم به آن اشاره کرد) طی یادداشتی رسانهای مدعی شده بود که «تفکرات بانفوذ» مانع توسعه دستاوردهای این توافق شدهاند!

و یا همینطور کسانی مثل معاون اول رئیسجمهور و شخص رئیس کل بانک مرکزی نیز چند ماه قبل و در روزهای پسابرجام عنوان کردهاند که «یک عده»! هستند که نمیگذارند دستاوردهای برجام توسط مردم لمس شود.

البته نه آن شخص اول در سال 92 و نه دو نفر بعدی در ماههای اخیر بیان نکردهاند که آن کدام تفکرات با نفوذ و یا کدام کسانند که از دولت هم حتی قویتر هستند و تا آن حد توانایی دارند که مقصّر بیدستاوردیها هستند، میتوانند جلوی دستاوردهای ناداشتهی برجام را هم بگیرند و نگذارند مردم آنها را لمس کنند؟!

سوم: بایستی اذعان کرد که اوج سیهروزی، خباثت و رسوایی است اگر کسانی بخواهند کسی غیر از دولت یازدهم و حامیانش را بعنوان مسئول و مسبب برجام جلوه داده و در اصطلاح برای بیدستاوردیهای برجام اقدام به «مقصّرتراشی» در وادی «فرا برجامیان» و در داخل ایران کنند... (چه اینکه آنها در داخل از همهی حمایتها برخوردار بوده و حتی علیرغم گذار از برخی خطوط قرمز هم توانستند به مذاکرات برجامی خود ادامه بدهند و به نتیجه دلخواهشان نیز در وادی مذاکره برسند.)

از معجزات این عده میتوان اشاره کرد که آنها حتی در رسانه صراحتاً گفتهاند که موارد فعلی نقض برجام، فیالواقع نقض حقوقی برجام نیستند اما نقض نامه 9 بندی مقام معظم رهبری پیرامون برجام هستند...

یعنی اینکه آنها به دو برجام معتقدند، کاری به مشروعیت برجام بر اساس فرامین رهبر

امام راحل از روز اول با بنیصدر مخالف بودند اما به مشورتها و رأی مردم احترام گذاشتند و حمایتهای ایشان از بنیصدر در دوران دولتیداریاش شهره عام و خاص است .

معظم انقلاب اسلامی ندارند و کماکان نیز در حال اجرای برجام خودشان و آمریکا هستند.

از سوی دیگر در کردار و گفتار و منش و ممشای آنها نیز دیده میشود که میگویند اگر هم برجام تلخی و یا موارد نقضی دارد؛ این تلخی مال همه است و بعد هم خطاب به منتقدان و منتظران دستاوردهای موعود برجام، صراحتاً یا به تلویح بیان میکنند که این رهبری نظام بوده که پای برجام را امضا کرده و یا مثلاً «برجام را خدا آورده است»!

این عده در اشارهها و کنایهها و تلمیحات خود بیان نمیکنند که رهبری تأکید دارند که در کردار و گفتار و عمل بایستی به نحوی ملموس حامی دولت و حافظ رأی مردم باشند اما از طرف دیگر «مهندس نظام» نیز هستند.

به این معنی که حتی فرض بر موافقت با درخواستهای پُر اصرار دولت و رفتار هماهنگ با یک خواست مقطعی از سوی جامعه؛ اما استبعادی هم ندارد که ولیّ جامعه با یک یا چند رویکرد دولت مخالف باشد و این مخالفت را علیرغم آن موافقتهای در پِی درخواستها، ابراز کند. کما اینکه باز هم عقلاً و شرعاً استبعادی ندارد که ولیّ جامعه در مقطعی با یک امر موافقت داشته باشد و در مقطعی دیگر با همان امر مخالفت کند.

امام راحل نیز از روز اول با بنیصدر مخالف بودند اما به مشورتها و رأی مردم احترام گذاشتند و حمایتهای ایشان از بنیصدر در دوران دولتیداریاش شهره عام و خاص است و یا مثلاً امیرالمؤمنین علی(ع) نیز با جریان حکمیت مخالفت بودند اما مجبور به تأیید آن شدند.

تاریخ به نیکویی در خاطر دارد که هنگامی که ابوموسی اشعری به سمت محل مذاکره با عمروعاص میرفت؛ امیرالمؤمنین نگاهی به او انداخت و فرمود: او میرود و شکست میخورد و باز هم حضرتش بود که هنگامیکه پس از جنگ صفین از او پرسیدند: چگونه بود که صبح با حکمیت مخالف بودی و ظهر با آن موافقت کردی؟! در مضمون فرمود: «این سرنوشت کسی است که امرش را متابعت نکنند». (از کتاب خواص و لحظههای تاریخساز)

دولت یازدهم و اصلاحطلبان همانگونه که در روزهای اول برای برجام شعار دادند، پیام تبریک فرستادند، خواستار جشن هستهای شدند، نسبت به آمریکا و مذاکرات ابراز خوشبینی کردند و به صراحت «مسئولیت فنی برجام» را پذیرفتند؛ هماکنون نیز باید مسئولیت بدعهدیهای صریح آمریکا و بیدستاوردی برجام را نیز بپذیرند و صادقانه در این رابطه با مردم گفتوگو کنند و از آنها عذر بخواهند.

مقصّرتراشی، خود را منزّه جلوه دادن، طرح بهانههای مضحکی مثل فعالیتهای موشکی ایران و یا حملهی جهّال به سفارت عربستان که جملگی به منظور توجیه ناموفقی برجام از سوی عدهای مورد بیان قرار میگیرند و اشاره به نقاطی در داخل بعنوان «مانع اصلی حصول دستاوردهای برجام»! بدترین فرجام برای برجام و مسئولان آن خواهد بود.

فرجامی که البته در صورت عملگری صحیح خواص و رسانهها و آگاهی افکار عمومی از محتوای دقیق واقعیت و وقوف نسبت به آن، بدخواهان را از رسیدن به مقصد خود بازمیدارد و تبدیل به عبرتی تاریخی و سندی مهم برای خوشفهمی و زودفهمی خواص در ساحت انقلاب اسلامی خواهد شد.

انتهای پیام/

http://fna.ir/JSDZK8

اخبار مرتبط

نظریه هاشمی و انقلابی که غیر قابل صدور میشود93/02/15 - 15:38فتنه احتمالی آینده؛ از محتوای اوکراینی تا مدل تایلندی92/09/24 - 15:39این نظرسنجی بی تأثیر و چرایی اصرار دولت92/07/21 - 10:46تصلّب شریان تحریمها و قاعده بازی92/07/13 - 10:35

دیدگاه ایرانی...

ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 145 تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 18:58

خبرگزاری فارس ـ این روزها دربارۀ برخی انحرافات در تلویزیون یادداشت ها و تحلیل هایی منتشر میشود؛ نظر نگارنده که ممکن است نادرست بوده و موجد سوءتفاهم هم باشد این است که آن گفتارها چنانکه به آن اشاره خواهد شد باید در زمینهای فراتر و اندیشهای مورد ارزیابی و نقادّی قرار گیرد.

... نگارنده یکسال را در سازمان مرکزی تلویزیون سپری کرد؛ آن موقع وزارت کشور بودم؛ وقتی دوم خرداد شد غالب همکارانم در وزارت کشور که از طیف دوم خرداد بودند همانند رویههای همفکران خود در حوزۀ اجتماعی و فرهنگی که معالاسف تا کنون هم ادامه دارد خیال میکردند در ایران "انقلاب" شده! هر چه آقای ناطق نوری و کسانی که به او رأی داده بودند در برابر نتایج انتخابات نجیبانهتر برخورد میکردند آنها امّا خشنتر و رادیکالتر میشدند!

مدیرکل جدید سیاسی صدایم کرد و گفت برو! ما فقط سه، چهار کارشناس و مدیر از سی و چند پرسنل اداره کل سیاسی بودیم که به شکلی مدنی و اسلامی با آنها همسو نبودیم، گفتم من کارشناس رسمی وزارتخانهام! امّا او میگفت "کارشناس" باید با "دولت جدید" هماهنگ باشد و نظرات تو با رئیسجمهور منتخب هماهنگ نیست! به زور و تهدید از آنجا موقتاً اخراج و با رغبت به بخش سیاسی تلویزیون مأمور شدم، منظورم این است که از آن هنگام تاکنون ساختارها و مأموریتهای رادیو و تلویزیون را میشناسم لذا قبل از ورود به بحث به وسع شناخت خود برآنم که مدیر کنونی رسانه ملّی به دلیل ویژگیهای مهمِ فردی از جمله انضباط در کردار و رفتار وتسلّط بر مبانی سیاستگذاریهای رسانهای و بخصوص آراستگیهای روحی و اخلاقی خواهد توانست رسانۀ ملّی را در تراز انقلاب اسلامی به تغییر و تحوّل سوق دهد.

این روزها امّا رسانۀ ملّی از چند جهت تحت فشار است، دولت محترم خیال میکند رسانۀ ملّی جزوی از ابواب جمعی اوست؛ رفتارش با این رسانۀ فراقوهای و میان قوهای مثل یک وزارتخانه یا یک استانداری است، از دیگر سو مضایقی جدّی از حیث اعتبارات بر آن وارد کرده است، رسانۀ ملّی از حالت بسط ساختاری – رسانهای (البته این تحلیل لزوماً در معنای موافقت با تکثر و کمیت شبکهها نیست) اجباراً به قبض رسانهای میل پیدا کرده و در این مسیر بعضاً به جز نقض منافع ملّی و فراملّی انقلاب اسلامی و نظام سیاسی جمهوری اسلامی، رسانۀ ملّی ناخودآگاه به نقض آرمانهای از قبل تعیین شده در سبک زندگی نیز کشانیده شده تا خود را "اداره" کند با این وصف و نیز با وجود تکثر شبکههای اجتماعی مجازی و تعاملی و همچنین هجوم سیاستهای سازمان یافتۀ شبکههای ماهوارهایِ ضدانقلاب اسلامی، این روزها رسانۀ ملّی بعضاً از شأن و تراز دانشگاه عمومی به وضعیتی مشابه برخی مراکز آموزش عالی غیردولتی و برخی مدارس انتفاعی و واگذار شده به بخش خصوصی تقلیل پیدا کرده است؛ از این روی سازمان آگهیها، برنامههایی با محوریت آموزش موسیقی و مسابقات مربوط به آن، مسابقات پخت غذا، رقابتهای بازیگری، جادوی صدا، مسابقه در گزارشگریهای ورزشی، مسابقات پانتومیم و استندآپ کمدی و رقابتهای لبآهنگی و ... توأم با رقابتهای پرهزینه درون برنامهای در به رخ کشاندن دکورها و دیگر زرق و برقهای رسانهای و افادههای اجرا کنندگان به گفتمان غالب رسانۀ ملّی تبدیل گردید، ممکن است کسی بگوید چرا از شبکۀ افق چیزی نمیگویید که بر تعداد شبکهها افزوده شد! میگویم وقتی قوای عاقله ملّت و جامعۀ ایرانی آماج نوعی لمپنیزم پست مدرنی باشد جایی برای شبکه حاوی برنامههای محدود و ضبط شده و نیمروزی افق باقی نمیگذارد.

... برای اینکه یادداشت به درازا نکشد و از ذکر مطالب تکراری و البته مهم این روزها خودداری شود تأکید میکنم که در این میان پیروزی نهایی این روزهای تلویزیون، همانا داّل مرکزی برنامههای مذکور است که از نظر نگارنده به جنبشهای پست مدرن در رسانۀ ملّی موسوم و متعلق میباشد، جنبشی که حالا دیگر از پوستۀ پنهانیاش خارج شده و دورۀ انقلابی و رادیکالیتۀ خود را آغاز کرده است.

وضع به گونهای مغلوبه است که حتی او و آنها که بنا بود معمای شاه و نظام شاهنشاهی را از حیث سیاست و حکومت نزد مردمان باز کنند، آشکارا به اسارت گفتمان پستمدرن (از حیث جلوههای بصری و لوکیشن ها ) درآمدند، و اینگونه حقیقت مطلق و رایج و بینالاذهانی ابتناء یافته بر امر واقع در بین ایرانیان حول خاندانِ حکومتگر پهلوی با عبور از خوانش محوری این سریال که باید بر ناکارآمدی رژیم در ادارۀ کشور متمرکز و تصویرسازی می شد پیرامون مُد و لباس و بازسازی گفتارهای تصویری پورنو و اخلاق جنسی شاه زمینگیر شده و لاجرم آن همه ظلم و فلاکت به یک خردهگفتمان تبدیل شد؛ فراروایتی مقبول، حقیقتگرایانه و واقعگرایانه دربارۀ پهلوی که اینک به مسائل جنسی و افادههای فردی غیرسیاسی تبدیل شده است.

آری! اکنون به نظر میرسد نویسندگان برنامههایی که پیشتر به بخشی از آنها اشاره شده از موضعی پستمدرن و نیز مجریان هنرپیشۀ آنها با همین خاستگاه، خود در حال تحمیل یک فراروایت بررسانۀ ملّی هستند که از نظر نگارنده در این مسیر حتّی توفیقات زیادی بدست آوردند؛ نویسندگان و مجریانی که ظاهراً اگر با ایشان گفتوگو کنید اصلاً نمیگویند که به جنگ ارزشهای مطلق و ساختارهای رسمی نظام جمهوری اسلامی آمدند، بلکه برآنند که عمیقاً غیرسیاسیاند و کاری با این دولت و آن دولت و یا این جناح و آن جناح ندارند و قضاوتهای متکثر از برنامۀ ایشان ربطی به حقیقت کارشان ندارد، خواهند گفت حتّی دربارۀ ارزشهای جامعه هم سخن گفتند و میهمانانی با اسامی دهان پرکن انقلابی هم داشتهاند و صد البته این کارشان هم در سنخیت با سیاستِ پستمدرن صورت میگیرد سیاستی که بنا دارد این بار فراروایتهای حقانی، فطری، جهانشمول و فلسفۀ تاریخی انقلاب اسلامی را در سبک زندگی مورد چالش قرار داده و به روایتهایی متکثر و نسبی تبدیل کند، امّا این چند نویسنده، کارگردان و چند مجری هنرپیشه، رفته رفته، خود و خوانش خود را از انسان و عالَم با کمک ناخودآگاه مدیران رسانه بر تلویزیون و افکار مردمان استیلا میبخشند.

آنها ظاهراً با مذهب و ایدئولوژی رسمی کاری ندارند امّا راه و رسم جدیدی را تبلیغ میکنند و هدف شان دگرگونی در ارزشهاست آنها مدیران حزبی نیستند و ظاهراً به این حزب و یا آن حزب تعلق ندارند امّا خود حزب های جدید پست مدرنی آوردهاند که مبلغ فردیت، تساهل و نحوی ایمان فردی غیرسیاسی و سکولار هستند، نویسندگان و کارگردانان محقق این برنامهها میل زیادی به بازتعریف هویتها دارند و بدون زحمت و مضایق فردی، شوربختانه امّا قدرت تلویزیون را برای نشاندن تلقّی خود از هویت و ارزشهای جدید پست مدرن بر سپهر افکار عمومی به خدمت گرفته و در تحمیل آن از ابزارهای جدید استفاده میکنند؛ استفاده از ورزش بخصوص صنعت فوتبال و پرستیژ معاضدت با محیط زیست و حیوانات و هنر از جملۀ ابزارهای این طبقه نوظهور و فرماندهان این "جنبش های خودبیانی" در تصرف تلویزیون و لاجرم افکار عمومی است.

آنها امّا اکنون دیگر میل به جنبش دارند همانند سالهای قبل تحفّظ لسانی پیشه نمیکنند، ظاهراً کمیک و طنّاز هستند امّا اصلا نمیپسندند که دربارۀ آنها چنین نگرهای بوجود آید بلکه همانند آموزگاران جریان شبه روشنفکر و تئوریسنهای یک جنبش گفتوگو میکنند، فرمان صادر میکنند، اطلاعیه میدهند و در حوزههای اجتماعی ریلهای جدید میگذارند.

جنبش های خودبیانی (experessive movements) که اینک بصورتی جدی در سطوح نویسندگی و برنامه سازی در تلویزیون ما رسوخ کردند از حیث اندیشۀ سیاسی، جزوی از نحلههای پست مدرن هستند و در حد فاصل جامعهشناسی سیاسی، اندیشه سیاسی و روانشناسی سیاسی – اجتماعی در حال آیند و روند هستند و در این حوزه ها بصورت جدّی قابل مطالعه می باشند، به نظر نگارنده تغییر حساسیتهای جامعه از زیست سیاسی، فرهنگی و ایدئولوژیکی ترازِ انسانِ مسئول به انسانِ فردی، صنفی، قومی، غیرایدئولوژیک و متساهل از جملۀ کارکردهای این جریان فکری پستمدرن در رسانۀ ملّی است که تلاش میکند با امکانات خودِ نظام و با ابزارهای تعاملی نظیر گفتوگوها و نظرسنجیها، جامعۀ ایرانی را در خدمت این اندیشه و ذائقۀ جدید درآورد؛ عجیب اینکه هر از گاهی مجریان این اندیشه با ظاهری متساهل و مداراگر، امّا از نظر من در قالب فرماندهان یک جنبش رادیکال پست مدرن تلاش کرده و میکنند تا تمرینات ایدئولوژیک خویش را در قالب رقابتهای اجتماعی به آزمون گذارند و با ا ینکه خود تکذیب میکنند امّا نشانهگذاریهای سیاسی هم در این حرکتهای جنبشی و اجتماعیِ ظاهراً غیرسیاسی از خویش در یادها گذاشتهاند، همانند نشانهگذاری و مهندسی یی که در جریان مسابقۀ استندآپ کمدی و نسبت بازیگران آن با حوادث سال 88 در سپهر افکار عمومی نشست و یا جریان پرهیاهوی ربط صنعت فوتبال و کارگزار عالی وزارت خارجه که مدیریت رسانۀ ملّی را به چالش کشید و موجی از قرائتها را در جامعه پدید آورد! وانگهی به نظرم آنچه در سیاست پست مدرنی تراشیدن موی سر در استودیوهای ظاهراً طنز نمایی شکل گرفته و میگیرد و اخیراً نیز از حالت دستوریِ انفرادی در شکل خانوادگی بر صفحۀ تلویزیون ظاهر شده است نیز عجیب مینماید، برنامهای حاوی نحوی رفتارهای خشن ایدئولوژیکی – پست مدرنی که به ظاهر بر ضرورت اندیشۀ تغییر در رفتارهای صرفاً فردی جامعۀ ایرانی سخن میگوید، هم او که میگوید یک نواختی و پایداری و عدم تغییر نوعی تعصب، تحجر و لجبازی است؛ بیانیهای کاملاً سیاسی که به بهانۀ دستیابی به آزادی، رواداری و تساهل و سخت نگرفتن؛ رفتار خشن و رادیکال خود را خوب و تمیز و دموکراتمآبانه جلوه میدهد. سَبکی از سیاست که ارادۀ ضمیر مخاطب را اینگونه اداره میکند که از چه روی جمهوری اسلامی پافشاری میکند، تغییر ندارد و پایداری میکند، حداقل اینکه این اندیشۀ پست مدرن (بخوانید سیاست شبه پستمدرن) تلاش میکند تا در حرکتی رادیکال و بنیاد گرایانه بقبولاند که هیچ امر حقیقی و پایداری در زیست اجتماعی و سیاسی وجود ندارد و همه چیز باید تغییر کند، باید از کلیات دست کشید، و به نسبیت در اخلاق و داوری های اجتماعی و سیاسی رضایت داد، باید به جای هویتمندیهای پر زحمت در بینالملل اسلامی و تأکید بر داّل های نهایی همانند مبارزه با ظلم جهانی و حمایت از فلسطین و مظلوم به اموری تهی از اضطراب همانند جمعآوری زباله از محیط زیست روی آورد و شاید از همین نشانهگذاری های جنبشهای یاد شده است که برخی سیاستمداران مشهور هم در زمینهای دیگر فریب خورده و با عدم اِشراف کافی به فنون جنگهای آینده که همانا "جنگهای پست مدرن" است تصور کردهاند که موشک نشانه و نماد جهان فردا نیست؛ چون جهان، جهان گفتگوی تمدن ها و حداقل گفتگوی گفتمان هاست و ...

نگارنده بر آن است، برخی اعتراضات اجتماعی و نافرمانیهای مدنی که روند رادیکالیزهشدن آنها درسالهای گذشته با فرماندهی برخی احزاب در سطح خیابانها شکل و صورت مییافت اینکه در پستوهای چند لایۀ اندیشۀ پستمدرن و بر بستر شبکههای اجتماعی و معالاسف در خلال برنامههای تلویزیونی خودنمایی میکند، وضعیتی که در مقاطع گوناگون خود توانسته است روند جنبشی و نیز رادیکالیتهای از خود به نمایش بگذارد و ...

... راه تعمیق پیوند مردم و رسانۀ ملّی، ارتباطات دو سویه و تعاملی و گفتوگوهای نقادانه در حوزه های تعلیم و تربیت و سبک زندگی و کسب و کار است وانگهی یکی از راههای پیشرفت ایرانِ اسلامی بیشک مربوط به آمادگی تولید و اجرای برنامههای انتقادی بر بستر تلویزیون است؛ سیاستی که باید به همۀ حوزههای گفته شده در رسانۀ ملی تسری یابد و داّل مرکزی تمامی برنامهها، فیلمها، سریالها و ... باشد امّا باید دانست این گفتوگوی انتقادی اگر بر بنیاد اندیشۀ پستمدرن صورتپذیرد قهراً به شلختگی و تشویش خواهد انجامید؛ چنانکه بنا بقول یکی از اساتید مکرم دانش مدیریت برای تولید اندیشهای نو (که اینک به نظر میرسد رسانۀ ملّی سخت بدان محتاج است) باید از "دیکتاتوری روش" و نیز از "شلختگی روش" پرهیز کرد.

مجتبی زارعی

عضو هیئت علمی اندیشه سیاسی اسلام دانشگاه تربیت مدرس

http://fna.ir/BWD319

دیدگاه ایرانی...

ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 127 تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 18:58

چکیده

یکی از بغرنج xadترین مسائل حقوق، ایجاد تعادل میان ثبات و گذر زمان است که یکی، نماد امنیت حقوقی و دیگری، نماد هماهنگی با مقتضیات روز و واقعیتxadهای اجتماعی است. از سوی دیگر، یکی از مهمxadترین مسائل حقوق بین xadالملل معاهدات، یعنی تفسیر تکاملی معاهدات بین xadxadالمللی، با این موضوع مستقیماً مرتبط است؛ تفسیری که از یکxadسو، قصد و اراده طرفین معاهده را مدنظر قرار میxadدهد و از سوی دیگر، واقعبینانه، بر آن است که این قصد و اراده را با تغییرات اجتماعی حادثxad شده از زمان انعقاد پیمان، هماهنگ کند. قضیه اختلاف در خصوص کشتیxadرانی و حقوق مربوط به آن، یکی از آخرین رویههای دیوان بینxad المللی دادگستری است که تفسیر تکاملی در آن، بار دیگر به بحث گذاشته شد. این امر، واکنشxad حقوقxad دانان و محاکم بین xadالمللی را در پی داشته است. نوشتار حاضر میxad کوشد مفهوم و جایگاه تفسیر تکاملی را در پرتو قضیه مذکور تحلیل کند.

نویسندگان:

محسن محبی: استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوموتحقیقات تهران

وحید رضادوست: نویسنده مسئول، کارشناسی ارشد حقوق بین الملل، دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی

مجله حقوقی بین المللی - دوره 32، شماره 53 (پاییز و زمستان)، پاییز و زمستان 1394.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.

http://fna.ir/CEX9UT

دیدگاه ایرانی...

ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 246 تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 10:50

چکیده

شرط محدودیت کسبوکار بهمنظور حفظ موقعیت رقابتی کارفرما در قرارداد کار بر کارگر تحمیل میشود و کارگر را نسبت به حفظ اسرار تجاری و رابطههای حقوقی بعدی با رقبای کارفرما کنترل مینماید. ازآنجاکه این شرط، محدودیت زیادی ایجاد میکند، لازم است تابع شرایط متعددی باشد که مشروعیت منافع کارفرما، تعیین موضوع و محدوده زمانی و مکانی اجرای شرط و عدم مغایرت با نظم عمومی و منافع اجتماعی از آن دستهاند. در حقوق ما شرط محدودیت کسبوکار مورد توجه خاص قانون کار واقع نشده و باید آن را از دید قواعد کلی حاکم بر شروط و التزامات نگریست و از این حیث شرط مذکور در نظام حقوقی ایران پذیرفته است. این تحقیق در پی آن است تا شرط مذکور را بررسی و شرایط آن را استخراج نموده و آن را در حقوق ایران ارزیابی نماید.

نویسندگان:

حسن بادینی: دانشیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

سید علیاصغر رحیمی: دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشگاه امام صادق(ع)

پژوهشنامه حقوق اسلامی - دوره 16، شماره 41، تابستان و پاییز 1394.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.

http://fna.ir/4EM2TU

دیدگاه ایرانی...

ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 127 تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 10:50

چکیده

در خانواده، که یکی از عوامل مهم در تربیت فرزندان است، مادر نقش بسیار تأثیرگذار در تربیت فرزند دارد. نقش برجسته مادر در تربیت فرزند به لحاظ محیطی بر کسی پوشیده نیست، اما نقش وراثتی او مورد غفلت واقع شده است. این پژوهش اهمیت نقش وراثتی مادر را در مقایسه با پدر از طریق تحلیل آیات و روایات اسلامی بررسی کرده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان میدهد که از دیدگاه اسلام نقش وراثتی مادر در تربیت فرزند مانند نقش محیطی او بیش از پدر است. از اینرو، در جامعه اسلامی باید نقش وراثتی مادر نیز جدی گرفته شود.

نویسنده:

سید علی حسینی زاده: عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه قم

دو فصلنامه تربیت اسلامی - دوره 11، شماره 22، بهار و تابستان 1395.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.

http://fna.ir/65KDPR

دیدگاه ایرانی...

ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 141 تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 10:50

چکیده

داشتن سطح مناسبی از توسعه برای برخورداری از مزایای آن یعنی ثروت و رفاه بیشتر و فقر و نابرابری کمتر یکی از اولویتxadهای اصلی هر جامعه xadای است. براساس مبانی نظری و مطالعات تجربی عوامل متعددی بر توسعه اثر میxadگذارند. یکی از این عوامل نهادها است که بحثxadهای زیادی را در میان متخصصان توسعه اقتصادی و سیاستxadگذاران به خود اختصاص داده است. نهادها از طریق کاهش هزینهxad های مبادله، کاهش ریسک سرمایهxadگذاری و مشارکت بیشتر افراد جامعه در فعالیتxadهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی میxadتواند تاثیر مثبت بر فرایند توسعه داشته باشد. در همین راستا مطالعه حاضر به بررسی تاثیر شاخص نهادها حکمرانی بر توسعه کشورهای مسلمان عضو گروه دی هشت طی بازه 1996-2014 با استفاده از روش دادهxadهای تابلویی است. نتایج نشانxad دهنده تأثیر مثبت و معنی xadدار شاخص حکمرانی بر توسعه است. همچنین متغیرهای سرمایه فیزیکی، سرمایه xadگذاری مستقیم خارجی و برابری نیز تأثیر مثبت و معنیxad دار بر توسعه دارند. درحالیکه ضریب تخمینی متغیر سرمایه انسانی بر توسعه مثبت و بیxad معنی است.

نویسندگان:

بهزاد امیری: دانشجوی دکتری توسعه اقتصادی دانشگاه بوعلی سینا

ابوالفضل شاه آبادی: دانشیار اقتصاد دانشگاه بوعلی سینا

فصلنامه نظریه های کاربردی اقتصاد - دوره 2، شماره 3، پاییز 1394.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.

http://fna.ir/XM3II

دیدگاه ایرانی...

ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 132 تاريخ: سه شنبه 31 فروردين 1395 ساعت: 0:28

چکیده

یکی از مهمxadترین مشکلات اقتصادی بسیاری از کشورهای در حال توسعه، وقوع همزمان کسری بودجه و کسری حساب جاری میxadباشد که بر اساس فرضیه کسری دوگانه آثار نامطلوبی بر عملکرد بخشxadهای مختلف اقتصاد به جای میxadگذارد. در این مطالعه فرضیه کسری دوگانه در اقتصاد ایران با استفاده از تخمین رابطه غیرخطی بین کسری بودجه و کسری حساب جاری در دوره 1391-1350 بررسی شده است. برای این منظور ابتدا با استفاده از آزمون همانباشتگی جوهانسن و آزمون علیت در قالب مدل خودرگرسیون برداری، رابطه علی دو طرفه بین متغیرها تأیید شده و سپس آزمون غیر خطی بودن بر روی رابطه مذکور انجام گرفته و پس از اثبات غیر خطی بودن این رابطه، الگوی مطالعه به روش خودرگرسیون برداری آستانهای دو رژیمه برآورد گردیده است. نتایج نشان میxadدهد که در کوتاهxad مدت کسری حساب جاری تحت تأثیر کسری بودجه قرار میxadگیرد و با افزایش کسری بودجه، کسری حساب جاری نیز افزایش مییابد اما در بلند مدت این دو متغیر به صورت مستقل از هم رفتار میکنند.

نویسندگان:

محمدرضا کهنسال: استاد گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد

پریسا علیزاده: دانشجوی دکتری اقتصاد کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد

فصلنامه نظریه های کاربردی اقتصاد - دوره 2، شماره 3، پاییز 1394.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.

http://fna.ir/7LPVUF

دیدگاه ایرانی...

ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 131 تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 12:37

چکیده

از دیدگاه بسیاری از مفسران، عبارت «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ» در آیۀ نودوچهارم سورۀ حجر، حاکی از فرمان الهی به پیامبر (ص) در سومین سال بعثت بوده و بر علنی کردن دعوت به اسلام پس از مرحلۀ مخفیانۀ آن دلالت دارد. مفسران غالباً با تکیه بر معنای واژهها، استناد به سیاق آیات و بر اساس روایات نقل شده، بر این نظر تأکید میورزند. این در حالی است که با تأمل در دیگر آیات قرآن، توجه به بحث تاریخگذاری سورهها و اشکالهای وارد بر احادیث مورد استناد، میتوان این دیدگاه را نقد کرد. برخی معتقدند که دعوت رسول خدا (ص) از آغاز نبوت، آشکار، اما با رعایت احتیاط در تشکیل اجتماعات اسلامی برای حفظ جان صحابه بوده است. اما با توجه به سیاق سوره، میتوان گفت این آیات به جهت دلداری و تثبیت پیامبر (ص) در ادامۀ مسیر دعوت نازل شدهاند؛ امری که در موارد متعدد دیگری در قرآن کریم مسبوق به سابقه است. علاوه بر این، میتوان آیات را با توجه به روحیۀ مدارای رسول اکرم (ص) و موارد مشابهی که در قرآن آمده، تحلیل کرد.

نویسندگان:

عاطفه محمدزاده، امیر احمدنژاد

فصلنامه پژوهش های قرآنی - دوره 20، شماره 76، پاییز 1394.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.

http://fna.ir/B2PV34

دیدگاه ایرانی...

ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 127 تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 12:37

چکیده مقاله:
امروزه تدوین و انتخاب و اجرای راهبردها، از دغدغه های سازمانها است. سازمانها تلاش میکنند با توجه به ارزشها، فرهنگ سازمانی، هدف و منابع خود، راهبردهایی را تعریف و اجرا نمایند. سازمان حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به عنوان سازمان امنیتی - اطلاعاتی مسئولیت صیانت از نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران را در برابر تهدیدها و آسیبهای امنیتی برعهده دارد. در سالهای اخیر، مقام معظم رهبری(مدظله العالی) مفاهیم جدیدی را برای حرکت شتابان و پرسرعت پیشرفت کشور در زمینه های گوناگون در سخنرانیهای خود مطرح نمودهاند و لزوم توجه، تعمق و پیش بینی الزام های پیاده سازی و اجرایی نمودن آن علاوه بر شرعی و تکلیفی بودن، برای تداوم پیشرفت، امری ناگزیر است. یکی از این مفاهیم ارائه ی رویکرد جهادی که لازم است در حوزه صیانت امنیتی نیز مورد توجه جدی قرار بگیرد، است. این مقاله در پی آن است تا با ارائه ی الگویی راهبردی، نحوه ی پیادهسازی و اجرای این راهبرد را ارائه نماید و مطالب آن در چند بخش سازماندهی شده است؛ ابتدا به بررسی مفاهیم جهاد، امنیت، مدیریت راهبردی بر اساس ادبیات نظری و روشهای تحقیق آمیخته (ترکیب روش های کمی و کیفی داده بنیاد و تحلیل محتوا) پرداخته و سپس بر اساس الگوهای موجود، الگوی راهبردی ارائه شده است.

نویسنده:

اصغر زبرجدی

فصلنامه مطالعات حفاظت و امنیت انتظامی - شماره 37,دوره 10 زمستان 1394.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.

http://fna.ir/PDV7EX

دیدگاه ایرانی...

ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 127 تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 5:29

چکیده

یکی از مهمxadترین مسائل مهم در حوزه اقتصاد مالی، قیمتxadگذاری داراییxadهای سرمایهxad ای است. به طوری xadکه در این زمینه مدلxadهای گوناگونی معرفی شده و در اقتصادهای مختلف مورد آزمون قرار گرفته است. از جمله این مدلxadها مدل قیمتxad گذاری داراییxad های سرمایهxad ای مبتنی بر مصرف (CCAPM) است که در آن تغییرات بازده سهم به تغییرات مخارج مصرفی ارتباط دارد. مدل قیمتxad گذاری داراییxad های سرمایه xadای مبتنی بر مصرف مسکن (HCCAPM) یکی از مشتقات مدل CCAPM است که در سال 2007 توسط پیازسی و همکاران معرفی شده است. در این مدل مخارج مصرفی به دو بخش مخارج مصرفی بخش مسکن و سایر مخارج مصرفی تفکیک شده است. هدف اصلی این مقاله مقایسه مدلxadهای HCCAPM وCCAPM برای داده xadهای فصلی دوره 1367 تا 1391 بورس اوراق بهادار تهران با روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM) و روش فاصله هنسن- جاناتان است. نتایج تخمین مدلxadها نشان میxadدهد که مخارج مصرفی بخش مسکن و کل مخارج مصرفی بر بازده سهام اثر معنی xadداری دارند. تخمین پارامترهای دو مدل حاکی از شکیبا بودن عوامل اقتصادی (افراد مصرف آتی را به مصرف کنونی ترجیح میxadدهند) و ریسکxadگریزی بالای آنxadها است. مقایسه مدلxadها با روش فرم کاهشی لگاریتم خطی و تابع فاصله هنسن- جاناتان نشان میxadدهد که مدل CCAPM نسبت به مدلHCCAPM در توضیح بازده سهام کاراتر عمل میxadکند.

نویسندگان:

اعظم محمدزاده: دانشجوی دکتری اقتصاد مالی دانشگاه سیستان و بلوچستان

محمدنبی شهیکی تاش: دانشیار دانشکده اقتصاد دانشگاه سیستان و بلوچستان

رضا روشن: استادیار اقتصاد دانشگاه خلیج فارس بوشهر

فصلنامه نظریه های کاربردی اقتصاد - دوره 2، شماره 3، پاییز 1394.

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.

http://fna.ir/KXXGIC

دیدگاه ایرانی...

ما را در سایت دیدگاه ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 125 تاريخ: دوشنبه 30 فروردين 1395 ساعت: 5:29

صفحه بندی